مؤلف مجهول
50
تفسير قرآن پاك ( فارسى )
هميشه دلهاشان با سليمان عليه السّلام به خصومت مىبود كه مگر اين كتبهاى اوست ، تا آن وقت كه ايزد تعالى پيغامبر ما را - صلّى اللّه عليه و سلّم - به خلق فرستيد ، و به سوى او آيت فرستيد و بيان كرد كه آن كتب ديوان نبشتند نه سليمان و عذر سليمان باز نمود و بىجرمى وى پيدا كرد گفت : وَ ما كَفَرَ سُلَيْمانُ اى ما سحر سليمن گفت سليمان كافر نبود و جادو نبود ازيرا كه هركه جادوى اعتقاد كرد مرتد و كافر گردد . وَ لكِنَّ الشَّياطِينَ كَفَرُوا جز كه ديوان كافر شدند به استعمال جادوى يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ بياموختند مر مردمان جهودان را جادويها و مشعبذيها « 1 » وَ ما أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ [ بِبابِلَ هارُوتَ وَ مارُوتَ ] « 2 » و اتبعوا ما انزل على الملكين و هى كلمات يقولان احيانا ليخفّف العقاب عنهما و قال « 3 » انما يقولان ليشدد العذاب عليهما گفت اين جهودان كتاب خداى را عز و جل بگذاشتند « 4 » و پس پشت انداختند و گرد آن جادويها مىگشتند كه ديوان نبشتهاند و گرد آن سخونها كه آن فريشتگان همىگويند به بابل ، كه ايشان كه به بابلاند ، اسم احدهما هاروت و الثّانى ماروت نام يكى ازيشان هاروت و آن ديگرى ماروت وَ ما يُعَلِّمانِ مِنْ أَحَدٍ اى ما يقرآن بين يدى احد گفت ايشان آن سخونها بر كسى برخوانند حَتَّى يَقُولا إِنَّما نَحْنُ فِتْنَةٌ اى ذو فتنة گفت ايشان نخست [ 39 ] پند دهند مردمانرا و گويند ما آزموده گشتهايم بدين بلا و عذاب . اين سخونها بهر آن خوانيم بر خويشتن ، تا عذاب بر ما مگر سبكتر شود فَلا تَكْفُرْ تو يا آدمى به
--> ( 1 ) . ظ : به كسر ب . ( 2 ) . اصل : ندارد . ( 3 ) . بايد قيل باشد . ( 4 ) . اصل : بگداشتند .